اسراری درباره زحل
ستاره امیرالمومنین علیه السلام
حضرت مولا علیهالسلام:
انا كيوان المكان
من کیوان مکانم
مجمع النورين، ص۳۱۱
إلزام الناصب ص۲۰۴
اسراری درباره زحل
ستاره امیرالمومنین علیهالسلام، ستارهی اوصیاء و ستارهای که نباید به آن گفت نحس:
الخصال:الصادقي عليه السّلام قال لرجل يماني كان ممّن ينظر في النجوم: فما زحل عندكم في النجوم؟قال اليماني:نجم نحس،فقال أبو عبد اللّه عليه السّلام:مه لا تقولنّ هذا فانّه نجم أمير المؤمنين عليه السّلام و هو نجم الأوصياء و هو النجم الثاقب الذي قال اللّه(عزّ و جلّ)في كتابه
حضرت صادق علیهالسلام به مرد یمنی که در ستاره شناسی صاحب نظر بود گفتند: پس زحل نزد شما در ستارگان چگونه است؟ یمانی گفت: ستارهای نحس، پس حضرت اباعبدالله علیهالسلام گفتند: بایست این را نگو پس قطعا که آن ستاره ی امیرالمؤمنین علیهالسلام هست و آن ستارهی اوصیاء و آن همان نجم الثاقبی هست که الله عزوجل در کتابش فرمود.
سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، ج۳، ص۴۵۶-۴۵۷
الاحتجاج : ١٩٣
بحارالانوار، ج۵۸، ص۲۲۰
ستارهای سرد، ستارهي انبیاء و اوصیاء، ستارهی امیرالمومنین علیهالسلام، ستارهی زهد و ترک دنیا، ستارهی خاکی بودن و تواضع و ریاضت و قناعت و حق طلبی :
الكافى : عن عدة من أصحابنا ، عن سهل بن زياد ، عن الحسن بن علي بن عثمان ، عن أبي عبدالله المدائني ، عن أبي عبدالله عليه السلام قال : إن الله عز وجل خلق نجما في الفلك السابع ، فخلقه من ماء بارد ، وسائر النجوم الستة الجاريات من ماء حار ، وهو نجم الانبياء والاوصياء ، وهو نجم أميرالمؤمنين عليه السلام يأمر بالخروج من الدنيا والزهد فيها ، ويأمر بافتراش التراب [۱] ، وتوسد اللبن ولباس الخشن ، وأكل الجشب ، وما خلق الله نحما أقرب إلى الله منه.
حضرت امام صادق علیهالسلام: همانا خدای عزوجل ستاره ای در فلک هفتم خلق کرد، پس آن را از آب سرد آفرید، و دیگر ستارگان جاری شده ششگانه را از آب گرم آفرید، و آن ستاره ی انبیاء و اوصیاء است و آن ستارهی امیرالمؤمنین علیهالسلام است که امر به خروج از دنیا و زهد درونش میکند، و امر به دنبال خاک رفتن میکند (شاید منظور همان خاکی بودن خودمان است)، و بالش کردن بُنی (دستگاه گلی یا چوبی نقادی ابریشم)، و لباس ناهموار، و خوردن طعام درشت و خشن و هر چیزی که خدا آن را نالان آفرید که از خودش به خدا نزدیک تر باشد.
[۱]الثرى ( خ ).
بحار الأنوار ج۵۸ ص۲۴۹
روضة الكافى : ٢٥٧
نکته 1: زحل را میتوانیم ستارهی عقیده ورزی درباره حق و باطل و درستی و نادرستی مسائل بدانیم.
نکته ۲ : هر وقت بخواهی شخص خاصی عقیده ات را باور کند یا در زمانی عقیده را به او تزریق کن که زحل در شرف برجی بر بدن او باشد یا زمانی که زحل در شرف روزانه خود باشد.
نکته ۳ : طبیعت قوانینی دارد که همه بر پایه درست بودن هستند. اینکه چیزی درست است و چیزی نادرست است به زحل ربط دارد. وقتی بین دو راهی گیر میکنی و نمیدانی کدام درست است اینجا نور زحل یاری گر است. اینکه کسانی دارای باورهای ناحق هستند (هر چند در ظاهر منطقی بگوید) به جایگاه بد زحل شان مربوط است.
نکته ۴ : زحل لزوما در ظاهر شخص هویدا نمیشود ممکن ست عمل و نظر کسی چیزی باشد اما زحل او چیز دیگری باشد یعنی آن شخص باطنا حتی از جایی از درون خود که مطلع نیست، باوری دیگر دارد که آن به زحل ربط دارد.
نکته ۵ : زحل ستاره سردی است اما اینکه از جنس آب است به معنی سرد و تر بودنش نیست بلکه این نظر وجود دارد که آب از حدی سردتر بشود یخ میشود و یخ خشک است و تر نیست. در نجوم های باستانی به زحل سرد و خشک میگفته اند یعنی طبع سودا و این لزوما متضاد روایت محسوب نمیشود.
نکته ۶ : قدرت های روحی از سوی زحل هستند. اینکه کسی میتواند در چشم بر هم زدنی از جایی به جایی دیگر در زمین ناپدید و ظاهر شود و یا پرواز کند یا پشت دیوارها را ببیند یا اشیاء را کنترل کند و… اینها از زحل هستند. نه اینکه همه از زحل باشند بلکه سالم ترین حالتش از زحل هستند . حالت ناسالم این قدرت ها میتواند از گره مداری راس المنحوس باشد که بر پایه قدرت توهم و شیطنت بوجود میایند و با قدرت های حاصل از نور زحل متفاوت هستند.
نکته ۷ : مکان از زحل است. اینکه بین دو نقطه فاصله ای وجود دارد این فاصله از نور زحل بوجود آمده. اینکه در دنیا کسی مکان بیشتری دارد و دیگری مکان کمتری دارد به میزان نور زحل حین تولدشان میتواند ربط داشته باشد.






اولین دیدگاه را ثبت کنید