قصه طلسم محبت سوسن غساله و مرجانه

شیخ سید الخشیج
آخرین بروز رسانی: 24 آبان 1404
2 دیدگاه
3 دقیقه زمان مطالعه
قصه طلسم محبت سوسن غساله و مرجانه

قصه طلسم محبت سوسن غساله و مرجانه

نقل است که خلیفه بغداد چهل همسر داشت و اهل حرم را هیچ کدام دوست نمیداشت جز کنیزی که نام او سوسن بود او را بغایت دوست میداشت. 

از قضا سوسن وفات یافت، خلیفه بسیار اندوهگین بود و اجازه نداد او را دفن کنند تا چهل روز، چون وزرای دولت منع خلیفه کردند سوسن را به مرده شور خانه بردند، زنی بود غسال نام چون سوسن را غسل میداد این طلسم را به بازوی سوسن یافت و در پیش خود نگاه داشت. 

در آن اثنا خلیفه به اندرون مرده شور خانه رفت چون چشمش به غسال افتاد عاشق غسال شد و مهر سوسن از دلش برفت. 

هر که این طلسم را با خود نگاه دارد در چشم خلایق عزیز و محترم گردد و زبان بدگویان بسته شود و دشمن بر او ظفر نیابد و به عیش و عشرت گذران عمر کند….

متن و صورت  طلسم در کتاب دانلود کتاب مرجان جادو موجود می باشد.

دانلود کتاب دعانویسی

خرید سنگ انگشتر ارزان

اینستاگرام جوان بصیر

 

  

 

2 دیدگاه
اشتراک گذاری
اشتراک‌گذاری
با استفاده از روش‌های زیر می‌توانید این صفحه را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.