قصه طلسم محبت سوسن غساله و مرجانه
قصه طلسم محبت سوسن غساله و مرجانه
نقل است که خلیفه بغداد چهل همسر داشت و اهل حرم را هیچ کدام دوست نمیداشت جز کنیزی که نام او سوسن بود او را بغایت دوست میداشت.
از قضا سوسن وفات یافت، خلیفه بسیار اندوهگین بود و اجازه نداد او را دفن کنند تا چهل روز، چون وزرای دولت منع خلیفه کردند سوسن را به مرده شور خانه بردند، زنی بود غسال نام چون سوسن را غسل میداد این طلسم را به بازوی سوسن یافت و در پیش خود نگاه داشت.
در آن اثنا خلیفه به اندرون مرده شور خانه رفت چون چشمش به غسال افتاد عاشق غسال شد و مهر سوسن از دلش برفت.
هر که این طلسم را با خود نگاه دارد در چشم خلایق عزیز و محترم گردد و زبان بدگویان بسته شود و دشمن بر او ظفر نیابد و به عیش و عشرت گذران عمر کند….
متن و صورت طلسم در کتاب دانلود کتاب مرجان جادو موجود می باشد.






هر چیزی که با طلسم به دست بیاید به بدترین شکل ممکن هم از دست میره. ازدواج با جادو تهش طلاق یا جوانمرگ شدن یکی از طرفین هست. علت مرگ سوسن کنیز هم همین بود.
طلسم طلاق برای دیگران زدن هم به خود فرد برمیگرده. جادو و طلسم آثار بسیار زیانبار دنیوی و اخروی داره.
«سلام. ممنون از اینکه دیدگاه خود را با ما و دیگر کاربران به اشتراک گذاشتید. قطعا پیش بردن امور زندگی با تکیه بر اصول اخلاقی، منطق و توکل به خدا، آرامش و پایداری بیشتری به همراه دارد.»